ترانه نسیم
امروز مشام کودک من پر از ترانه است .
درحجم پرگلایه و سرد فکر من ، افسوس که لحظه ای را طاقت آن ترانه نیست !
دیوار زمان، مرا جدا نمود از آن لطافت مخملین و صاف ، جایی که تشنگی ام را التماس یک پیاله بود .
شاید که صبح بازگوید ترانه نسیم .
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 0:8 توسط علي رجب پور نخجیری
|
آن شب صورتت را زیر نورماه دیدم ...درهاله ای اسرار آمیز و بی نظیر، پس از آن هرگز فراموشت نکردم ! قاصدک میگفت تمامی بهانه آنشب تو ، من بودم .