محبت مشقی است که هروقت آنرا با دقت نوشتم ، املای زندگی را بیست شدم !

گاهی یادم می رود آدمم ! شاید به خاطر همین است که تند تند حرف می زنم و

اصلا صدای خودم را نمی شنوم . یک بار از خودم شنیدم : محبت آنی نیست که

فکر میکنی ، در لحظه وقوع محبت بجای فکر،لحظه ات را هدیه میکنی !

امروز  زن همسایه به دختر خرد سالش میگفت :

این کاسه شل و زرد رو بده خونه آقاااااااااااااااااااای … !

 ـ همون آقای چاقی که منو خیلی دوست داره !؟

به خودم نمره بیست دادم .

بیست گرفتن زیاد هم سخت نیست!