احساس خوب دوست داشتن !

محبت مشقی است که هروقت آنرا با دقت نوشتم ، املای زندگی را بیست شدم !
گاهی یادم می رود آدمم ! شاید به خاطر همین است که تند تند حرف می زنم و
اصلا صدای خودم را نمی شنوم . یک بار از خودم شنیدم : محبت آنی نیست که
فکر میکنی ، در لحظه وقوع محبت بجای فکر،لحظه ات را هدیه میکنی !
امروز زن همسایه به دختر خرد سالش میگفت :
این کاسه شل و زرد رو بده خونه آقاااااااااااااااااااای … !
ـ همون آقای چاقی که منو خیلی دوست داره !؟
به خودم نمره بیست دادم .
بیست گرفتن زیاد هم سخت نیست!![]()
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 11:9 توسط علي رجب پور نخجیری
|
آن شب صورتت را زیر نورماه دیدم ...درهاله ای اسرار آمیز و بی نظیر، پس از آن هرگز فراموشت نکردم ! قاصدک میگفت تمامی بهانه آنشب تو ، من بودم .