بینش روح
لحظه دیدنت پیوسته تکرار میشد در بینش روحم و من بی مهابا چون کودکان اعجاز دیدارت را پیوند دادم به غفلت بزرگسالیم .
شاید اگر نیامده بودی عشق را انکار میکردم!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 20:29 توسط علي رجب پور نخجیری
|
آن شب صورتت را زیر نورماه دیدم ...درهاله ای اسرار آمیز و بی نظیر، پس از آن هرگز فراموشت نکردم ! قاصدک میگفت تمامی بهانه آنشب تو ، من بودم .