اول مرداد
اول مرداد مثل سال های قبل ، مثل چهل سال گذشته سراسیمه از راه رسید!
من اما هنوز در تصوراتم ، خود را کودکی میبینم که قرار است تصمیمی بزرگ برای آینده اش بگیرد!
داستان عجیبی است!
من علی چهل و یک ساله شدم...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:17 توسط علي رجب پور نخجیری
|
آن شب صورتت را زیر نورماه دیدم ...درهاله ای اسرار آمیز و بی نظیر، پس از آن هرگز فراموشت نکردم ! قاصدک میگفت تمامی بهانه آنشب تو ، من بودم .